خرید بک لینک
ها ای معشوقه که گیسویت چو افعی دسته دستـه اسـت

دلدار بی پناهی که با تو پیمان عشق بستـه اسـت

بی کینه و غرور ،تشنه لمس رد پایت

در فراق چشمانت،چو کمان شکستـه اسـت

کلبه احزانش را تو گلستان کن

که او زدرد فراق بیزاری جستـه اســت

بهشت را بخر و گامی به سویش بردار

که این دلدار بی پناه،بسیار خسته است

بهمن سواری


موضوعات مرتبط: شعر عاشقانه
برچسبها: شعر زیبا

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 3:43

صفحه بندی